|
نشریات ومطبوعات در بیان مطالب آزادند(اصل 24 قانون اساسی ایران)
|
راحت بگوييد موافق آمدن خاتمي نيستيم
كيوان مهرگان
يكي از همكاران خوب ما در روزنامه، در ستون «نكته» روز يكشنبه سوم تيرماه در يادداشت كوتاهي به موضوع «مهم» و از نظر نگارنده «استراتژيك» حضور يا عدم حضور خاتمي پرداخته است.
استدلالهايي كه اين همكار از زبان موافقان و مخالفان خاتمي بيان ميكند اگرچه جنبه نظري و تئوريك ندارد و انتقادات زيادي هم به آن وارد است اما در نوع خود جالب به نظر ميرسد. آنجا كه مينويسد: «بيشتر چهرهها و افرادي كه احياناً پس از تصدي رياستجمهوري آقاي خاتمي داراي پست و مقامي خواهند بود، مصر به آمدن ايشان هستند ولي در ميان گفتهها و احتجاجاتشان دغدغه چنداني در رابطه با درصد موفقيت اين حضور به چشم نميخورد.»
به جز اقليت اندكي كه خود را صاحب تمام پيروزيها و ديگران را مسوول و مقصر تمام ناكاميهاي جريان هشتساله حضور اصلاحطلبان در قدرت ميدانند، كسي- حتي از نامزدهاي بالقوه انتخابات رياستجمهوري- مخالف حضور خاتمي نيست. وقتي آقايان عارف و مهرعليزاده گزينه اول خودشان را آقاي خاتمي بيان ميكنند، وقتي چهرههايي نظير حسن روحاني و حتي محمدباقر قاليباف حضور يا عدم حضور خود را منوط به آمدن يا نيامدن خاتمي ميكنند و حتي شنيدههايي از ميل برخي روحانيون سرشناس اصولگرا به نامزدي خاتمي حكايت ميكند، آيا ميتوان همه را به چوب «پست گرفتن» راند؟! آيا بيانصافي نيست كه وقتي بستر براي يك «ائتلاف ملي» مدل يك «چهره مقبول» و «معتبر» كه هم سخنش براي جهان معتبر است و هم اقداماتش موجب عزتبخشي به ايران و ايرانيان شده است در حال فراهم شدن است، با اين استدلالپردازيهاي بيپايه به تقابل آن رفت؟
همكار نويسنده در بخش پاياني يادداشت خود مينويسند: «مهمتر از همه اينها نظر نظام و مردم پيرامون آمدن يا نيامدن خاتمي چيست؟» يك بار ديگر از خوانندگان ميخواهم همين پرسش را مرور كنند. به نظر آنها مردم در چه مقطعي راي قاطع خود را براي تاييد آمدن يا نيامدن يك نامزد در انتخابات ميدهند يا به روايت ديگر در چه مقطعي كسي را سزاوار به دستگيري كرسي «رياستجمهوري» تشخيص ميدهند؟ مكانيسم انتخابات براي چه چيزي طراحي شده است؟! همه بحثها براي اين است كه مردم نظرشان را به مسالمتآميزترين و بهترين شيوه ممكن براي خود و جهان فرياد بزنند. ديگر چه نيازي به نظرخواهي از مردم پيش از انتخابات است؟ در همين پرسش بحثي مطرح شده كه نظر نظام چيست. بايد شگفتي و تعجب خود را از اين پرسش مطرح كنم. منظور نويسنده محترم از نظام چيست؟ آيا منظور از مفهوم «نظام» دولت و شوراي نگهبان و مجلس است يا چيز ديگري از مفهوم «نظام» برداشت ميشود؟ اگر نهادهاي مذكور، منظور هستند، كه بايد با صداي بلند پرسيد اين ديگر چه بدعتي است. مگر مجلس و شوراي نگهبان و دولت بايد بر آمدن يا نيامدن كسي نظر داشته باشند. آيا طرح اين پرسش يك عقبگرد نيست؟
شما با خاتمي موافق نيستيد. اين حق شماست. هر دليلي هم داريد، محترم است. چرا بدعتهاي جديد را براي بيان مخالفتتان طرح ميكنيد؟